رفتن به مطلب

پست های پیشنهاد شده

 

چند روش کلیدی برای جذب اعتماد مشتریان به یک کسب‌وکار جدید

 

اگر صاحب یک کسب‌ وکار کوچک هستید، احتمالا یکی از فوری‌ترین اهداف شما گسترش آگاهی از محصولات و خدمات‌تان است. تبلیغات و بازاریابی ممکن است در این زمینه بسیار کمک کند، اما بهترین طرح‌ها هم اعتماد و وفاداری مشتری را تضمین نمی‌کند.

جذب اعتماد مشتریان یک چالش برای هر کسب‌وکار جدید است و فرآیندی است که نیاز به یک اقدام فوری و سازگار دارد. ما سه استراتژی زیر را برای شروع ایجاد اعتماد مشتری بسیار عالی می‌دانیم:

 

 

banesco-blog_el-fideicomiso.jpg

 

انجام دقیق وعده‌ها

اگر شما همواره سعی در انجام به موقع وعده‌های خود داشته باشید به عنوان ارائه‌دهندگان خدمات به مشتریان فوق‌العاده شناخته خواهید شد. 78 درصد از مصرف‌کنندگان یک کسب‌وکار را به دلیل خدمات به مشتریان ضعیف ترک می‌کنند و به همین ترتیب 59 درصد از مردم هم می‌گویند که اگر برند جدیدی از خدمات به مشتریان بهبود یافته استفاده کند آن را انتخاب خواهند کرد. برای یک شرکت جدید این آمار نشان‌دهنده یک فرصت فوق‌العاده برای رشد است.

 

شفافیت کامل

این مورد را با یک مثال بیان می‌کنم، به بسته‌ بندی غذاهایی که در آشپزخانه شما وجود دارد فکر کنید، احتمالا روی بسته‌ بندی ارزش تغذیه‌ای و مواد تشکیل‌دهنده آن نوشته شده است. شما نیز باید نسبت به محصول و خدمات خود تا این اندازه شفاف و واضح باشید.

یکی از نکته‌های اصلی در این مورد ارائه‌ی نظرات دیگر مشتریان است، به اشتراک‌گذاری آن‌چه که دیگران در مورد محصول یا خدمات شما می‌گویند به کاهش نگرانی‌های مشتریان کمک خواهد کرد. برخی مطالعات نشان داده‌اند که توصیفات مشتری نفوذ زیادی بر کسب‌وکارها اعمال می‌کنند. بنابراین بررسی‌های مصرف‌کنندگان در افزایش فروش شما تاثیر به‌سزایی خواهند داشت.

 

دریافت بازخوردهای بیشتر

سیستم‌هایی که چرخه بازخوردهای مثبت را چند برابر می‌کنند برای جلب اعتماد مشتریان مفید هستند. به عنوان مثال هنگامی که کسب‌وکار شما در موضوع بررسی محصول به خوبی عمل می‌کند، باعث جذب مشتریان جدید و فروش بیشتر می‌شود و آن نیز منجر به کسب بررسی‌های محصول جدیدتر و به همین منوال فروش‌های بیشتر و بیشتر می‌شود. روش‌هایی وجود دارد که کمیت بازخوردها را بیشتر می‌کند، به عنوان مثال، امتیاز خالص پروموتر(NPS) مشتریان را به سه گروه ترویج‌دهندگان، مشتریانی که احتمالا به توسعه شما کمک کنند و مخالفان تقسیم می‌کند و در صورتی‌که تخمین درستی از مشتریان ترویج دهنده داشته باشید می‌توانید بهتر و متناسب‌تر از منابع موجود استفاده کنید. بنابراین ترویج دهندگان بیشتری را برای توسعه پیدا کنید و از طریق بازاریابی دهان به دهان روز به روز اعتماد مشتریان به شما بیشتر هم خواهد شد.

 

به عنوان یک کسب‌وکار جدید، یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید انجام دهید ارائه یک تجربه خدمت به مشتریان بزرگ است. خدمت به مشتری فراتر از فروش محصولات و یا خدمات شما است و آن سریع‌ترین راه برای تکرار فروش و جلب اعتماد بیشتر مشتری می‌شود.

 

 

post-1144-0-52615100-1480175947_thumb.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
9 قانون جلب اعتماد مشتری

 

 

مشتریان، از افرادی که به آن‌ها اعتماد ندارند خرید نمی‌کنند. متاسفانه، بیشتر تجارت‌ها (مخصوصا آن‌هایی که معروف هستند)، فروش را به صورت یک فرآیند “قانع کردنف?، “ترغیب کردنف? تعریف می‌کنند که احتمالا به معنای قانع کردن مشتریان و متقاعد کردن آنهاست.

تعجبی ندارد که بسیاری از افراد، زمانی که کسی قصد فروش چیزی به آن‌ها را دارد، مانع می‌شوند. خوشبختانه، ایجاد اعتماد در روابط تجاری آسان است. در اینجا به برخی از قوانین به منظور ایجاد اعتماد در روابط تجاری اشاره می‌کنیم:

 

۱- خودتان باشید.

هر فردی در دنیا از تجارب ناخوشایندی در ارتباط با فروشندگان برخوردار است و بسیاری از افراد زمانی که در یک موقعیت خرید و فروش قرار می‌گیرند ، به دلیل ترس از فریب‌خوردن، از این موقعیت فرار می‌کنند. بنابراین، به جای رفتار کردن و عمل کردن مانند یک فروشنده، سعی کنید مانند زمانی که یکی از همکاران خود را ملاقات می‌کنید، رفتار کنید.

 

۲- برای روابط خود ارزش قائل شوید.

اگر می‌خواهید تا افرادی که در اطراف شما هستند برای ارتباطی که با شما دارند ارزش قائل شوند، باید باور داشته باشید که ایجاد روابط از اهمیت بسیاری برخوردار است. همچنین باید بر پایه‌ی این اعتقاد عمل کنید که شما صادقانه از ویژگی‌های ارزشمندی برخوردارید که تمایل دارید آن را در اختیار رابطه‌ی خود قرار دهید.

 

۳- در مورد افراد دیگر کنجکاو باشید.

معمولا افراد به کسانی توجه می‌کنند، که به آنها علاقه نشان دهند. داشتن حس کنجکاوی نسبت به افراد به عنوان یکی از عوامل حیاتی در ایجاد رابطه محسوب می‌شود. ایجاد کشش دائمی در دیگران نسبت به خود، فرصت یاد گرفتن چیزهای جدید و ایجاد روابط جدید را در اختیار شما قرار می‌دهد.

 

۴- ثابت قدم باشید.

توانایی یک مشتری برای اعتماد به شما بستگی به این مسئله دارد که شما بتوانید به مشتری خود نشان دهید که رفتار شما در طول زمان، پایدار و ماندگار باقی می‌ماند. زمانی که یک مشتری بتواند به پیش‌بینی رفتار شما بپردازد، احتمال بیشتری دارد که به شما اعتماد کند.

 

۵- در جستجوی حقیقت باشید.

اعتماد زمانی به وجود می‌آید که شما به روشی فروش خود را انجام دهید که به مشتری کمک کرده باشید. بنابراین درخواست کمک کردن را مطرح کنید تا بتوانید به کشف مواردی بپردازید که می‌توانید در آن زمینه‌ها در کنار یکدیگر کار کنید.

 

۶- از ذهنی باز برخوردار باشید.

اگر شما مطلقا مشتری خود را متقاعد کنید که به محصول شما احتیاج دارد، در این صورت او احساس می‌کند که شما از ذهنی بسته برخوردارید. در عوض، اگر مشتری به این نکته اشاره کرد که در جای دیگر از خدمات بهتری برخوردار می‌شود، با ذهنی باز با موضوع برخورد کنید. در مقابل، مشتری احساس می‌کند که شما واقعا، بهترین را برای او می‌خواهید.

 

۷- یک مکالمه‌ی واقعی داشته باشید.

هر ملاقاتی باید از گفتگو و مکالمه حقیقی برخوردار باشد، و این مکالمه نباید تنها به چرب زبانی جهت فروش محصولات اختصاص داده شود. حداقل بخشی از ملاقات خود با مشتریان را به گوش دادن به او اختصاص دهید. و مطمئن شوید که به ایجاد یک مکالمه‌ی مفصل می‌پردازید و در مورد مسائل کاری و تجاری مهم صحبت می‌کنید.

 

۸- حرفه‌ای باشید.

مشتریان تمایل دارند به افرادی اعتماد کنند که در مورد آن‌چه که انجام می‌دهند جدی هستند، و تمایل دارند تا زمانی را به منظور دست یافتن به درک عمیق از حرفه‌ی خود اختصاص دهند. هر روز، زمان بیشتری را به منظور یادگیری بیشتر در مورد مشتریان خود، چالش‌ها و صنعت مدنظر آنها اختصاص دهید.

 

۹- صداقت و یکپارچگی واقعی خود را نشان دهید.

موضع خود را حفظ کنید، حتی اگر برای مشتری شما یا تجارت شما محبوب نباشد. لازم نیست متخاصمانه رفتار کنید، اما از این توانایی برخوردار باشید تا بر اساس آن‌چه که می‌دانید درست است تصمیم بگیرید. و نکته‌ی مهم دیگر این که: هیچ‌وقت برای آن چه که نمی‌توانید انجام دهید، قول ندهید.

 


نیازی به گفتن نیست که جلب اعتماد، تنها بخشی از این معادله است. شما باید محصولی داشته باشید که مشتریان آن را بخواهند و به آن نیاز داشته باشند. شما باید توانایی این را داشته باشید که به مشتریان خود نشان دهید، برای آن‌ها ارزش قائل هستید و برای رفع مشکلات آن‌ها تلاش می‌کنید.

در نهایت، اگر موفق به جلب اعتماد مشتری خود نشوید، آن‌ها از فرد دیگری خرید می‌کنند که به او اعتماد داشته باشند حتی اگر پیشنهاد ارائه داده شده به آن‌ها، به اندازه‌ی کافی خوب نباشد.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
۱) برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید.

اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد.

۲) پس از بروز هرگونه مساله (از نظر ارتباط با مشتری) هر چه سریع تر آن را حل کنید.

هیچ سازمان، کالا و یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل و بی نقص باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید. ایجاد بخشی برای رسیدگی به شکایات می تواند نظر مثبت مشتریان را جلب نموده و موجب افزایش وفاداری آنها شود.

معمولا افراد آخرین اتفاق را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.

درکل می توان گفت که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند، بنابراین تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همسایگان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمی آورند.

۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید.

هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به دفتر شما مراجعه یا از همان خدمت یا محصول استفاده کند. در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند:

الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او، در مواردی سود کم را تحمل کند. البته برای یک دوره کوتاه مدت.

ب) تخفیف دادن برای افزایش وفاداری مشتریان، هرچند که در هر معامله سود فروش را اندکی کمتر می کند ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.

۴) اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.

امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد. این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.

۵) مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت.

فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد، بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.

۶) نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد.

از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.

۷) برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید.

دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل

می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به

حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط با مشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم.

۸) درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید.

کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنجا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند. شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات

شرکت های رقیب استفاده می کنند، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.

۹) خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید.

همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.

۱۰) یک تکنیک جدید بازاریابی را تجربه کنید و یا یک محصول یا خدمت جدید ارائه دهید.

شما نیز مانند هر کسب وکار دیگری روشهای بازاریابی خاص خود را دارید و به احتمال زیاد آنها را مدام تکرار می کنید. تعجبی ندارد که این روشها کهنه شوند! اگر راهی جدید را تجربه کنید، احتمال این بیشتر می شود که افراد جدید شما را آزمایش کنند؛ بنابراین به آدمهای جدید دست خواهید یافت. اگر محصولات یا خدمات تکراری و قدیمی را ارائه دهید، (و آنها را با روش های قدیمی تکراری بازاریابی کنید) قطعا با همان آدم های قدیمی مواجه خواهید شد. ارائه یک سرویس یا کالای جدید، یا خط تولید جدید و مطلع ساختن افراد از آن راهی برای جذب مشتریان جدید خواهد بود.

 

%D8%AC%D9%84%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 گام برای جلب اعتماد مشتری

 

ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان یکی از پیچیده ترین کارها برای سازمان هایی است که کالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. مشتري اول اعتماد می کند، بعد براي اولین بار وارد معامله می شود و خریدي انجام می دهد و منتظر می ماند تا شما حسن نیت تان را به او ثابت کنید. اگر خواهان ایجاد اعتماد و اعتبار برای مشتریان تان هستید و می خواهید آنها را حفظ کنید، چند گام در این راه کمک کننده شماست.
 
article_image_one_512.jpg
 
1- از پیشنهاد دادن راه حل هایی که به مشتری نفعی نمی رساند خودداری کنید.
گاهی اوقات شما راه حل های درست را در مکان های درست انجام نمی دهید. به جای اینکه به مشتری چیزی پیشنهاد کنید که می دانید با آن ارزشی برایش ایجاد نمی شود و مشتری به دنبالش نیست، سعی کنید همیشه با او صادق باشید.
 
2- هیچ گاه آینده، مزایا و منافع محصول یا خدمات تان را پیش بینی نکنید.
مشتریان به دنبال محصولی نیستند که تا حدودی نیاز آنها را بر آورده سازد. به آنها یک روش جامع و بدون تزویر برای بازاریابی محصولات خود ارائه کنید و بگذارید خودشان تصمیم بگیرند که راه حل پیشنهادی شما گره از مشکل شان باز می کند یا خیر.
 
3- قول چیزی را که ندارید به مشتری ندهید.
بعضی متخصصان فروش بر این باورند که نه گفتن به مشتری درباره درخواست شان دشوار است. به مشتری یک روش معین با ویژگی های معین پیشنهاد دهید که قادر به انتقال ارزش های آن به مشتری در یک محدوده معین باشید. اگر قادر به این کار نباشید، وعده دادن و عمل نکردن به قول تان نزد مشتری پلی برای تخریب برند شماست.
 
4- پیشنهاد هدیه یا به نوعی رشوه همیشه اخلاقی نیست.
همیشه روی اصول اخلاقی بازاریابی خود را انجام دهید و از شیوه های درست آن را به مخاطبان عرضه کنید. مرز و خطوط اخلاقی خود را مشخص کنید، چرا که مشتریان به این موارد آگاهند و قصور در اخلاقیات سبب کمرنگ شدن حس اعتماد مشتریان به شما می شود.
 
5- ثابت نگه داشتن مراحل اجرای استراتژی ها در همه بخش های یک شرکت است.
عدم شفافیت حتی منجر به سمی شدن روابط میان کارمندان می شود. اگر این عدم شفافیت ها آشکار شود، تاثیر بسیار بدی برای وجهه شرکت تان دارد.
 
6- هنگامی که مسائلی پس از فروش به وجود می آید، عذرخواهی نکنید و خود را مقصر ندانید، بلکه بهتر است اصلاح مشکلات را شروع کنید.
شما به عنوان مدیر بازاریابی، مسئول اجرای فرآیندهای شرکت تان هستید. پس سعی کنید اشتباهات خود را قبول کرده و سعی در اصلاح آنها داشته باشید.
 
7- اگر فکر می کنید مشتری تان درباره اخبار دروغی که از شما شنیده ناراحت است، به این فکر کنید که همیشه فضایی برای کسب اعتماد مجدد او وجود دارد.
کافی است تلاش کنید. بهتر است از این به بعد برای هر چیزی که به مشتری می گویید یک دلیل قانع کننده داشته باشید به طوری که مطمئن هستید او حرف شما را باور می کند. شما پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است خیلی خوب درباره آن بیندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور می کنم؟» ببینید که به سادگی خودتان می توانید قضاوت کنید که آیا من خودم این حرف را باور می کنم؟
با این شیوه مطمئن باشید که اگر خودتان، حرف خودتان را باور کنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور می کند و به این ترتیب شما یکی از راه های جلب اعتماد مشتری را آموخته اید.
 
8- اگر درمورد رقابت صحبت می کنید، همیشه به اصول آن پایبند باشید.
بعضی بازاریابان فکر می کنند که بازاریابی بهتر یعنی دور زدن رقیبان برای جلو افتادن از آنها. از همه ظرفیت ها و توانایی تان و امکاناتی که مجموعه کاری به شما می دهد، در این رقابت استفاده کنید. در بهره گیری از رقابت، ویژگی ها و استعدادهای تان را بشناسید و از آنها به بهترین شکل استفاده کنید تا بتوانید برنده باشید.
 
9- همیشه محیطی با اعتماد میان اعضای سازمان خود بسازید.
این حس را به بیرون از سازمان خود به مشتریان انتقال دهید.
 
10- قول بدهید و همیشه به قول های خود وفادار باشید.
توجه داشته باشیدکه وقتی حرفی می زنید پای حرف تان بمانید، هنگامی که مزیتی را به مشتری وعده می دهید آن را اجرایی کنید تا اسباب بی اعتمادی مشتری را فراهم نکنید. ماندن روی قول تان یکی از مهارت هایی است که به وسیله آن می توانید به مزیت رقابتی رسیده و سرتان را جلوی رقیبان بالا بگیرید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مطالب شما نیاز است به تایید مدیران برسد

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

در حال بارگذاری

×